تبلیغات
خنده ای به رنگ رنج - قصاص قبل از جنایت
خنده ای به رنگ رنج
صفحه نخست         تماس با مدیر         پست الکترونیک        RSS         ATOM
پس از مدتی یک روز در سلول نشسته بودم که استاد فخرالدین حجازی را هم که در رابطه با سخنرانی و عزاداری دستگیر شده بود به آنجا آوردند. حضور ایشان مهره گرانسنگی بین اسلامیون زندان محسوب می شد. یک روز تیمسار زندی پور به بخش ما آمده بود و نام تک تک بچه ها را می پرسیدتا اینکه به آقای حجازی رسید. نامشان را پرسید و ایشان هم گفتند. تیمسار آقای حجازی را با یک حجازی دیگر که اهل شیراز بود اشتباه گرفت و شروع کرد به ناسزا گفتن. این که:" شما ها کمونیست ها می خواهید مملکت را ویران کنید. ما شما را می کشیم. تبعیدتان می کنیم و ..." دو نفر که همراه تیمسار آمده بودند به طوری که آقای حجازی هم متوجه شد به او متذکر شد که این حجازی آن حجازی نیستآقای حجازی هم با لهجه سبزواری اش گفت:" مردک نمی داند من کی هستم و پرونده ام را نخوانده به من می گوید خرابکار! خرابکاری از خودته! و همینطور شروع کرد به اعتراض کردن و تیمسار زندی پور که رنگش پریده بود به بهانه این که " چرا فلان پنجره خراب است؟" قضیه را زود جمع کرد و رفت.
خاطره ای از آقای قنبر راسخ عظمت




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 5 مرداد 1391 :: نویسنده : هدیه لایق
چهارشنبه 18 مرداد 1396 04:23 ب.ظ
I read this post fully on the topic of the resemblance of most up-to-date and
previous technologies, it's remarkable article.
شنبه 2 اردیبهشت 1396 05:47 ب.ظ
In fact no matter if someone doesn't be aware of then its up to other people that they will help, so here it takes place.
شنبه 2 اردیبهشت 1396 05:51 ق.ظ
Definitely believe that which you stated. Your favorite reason seemed
to be on the net the easiest thing to be aware of.
I say to you, I definitely get irked while people consider worries that
they plainly don't know about. You managed to hit the nail
upon the top as well as defined out the whole thing without having side effect , people
can take a signal. Will probably be back to get more.
Thanks
دوشنبه 28 فروردین 1396 05:11 ق.ظ
If some one wishes expert view concerning blogging afterward i advise him/her to visit this
web site, Keep up the fastidious work.
جمعه 18 فروردین 1396 05:13 ب.ظ
Very energetic article, I loved that a lot. Will there be a part 2?
چهارشنبه 11 مرداد 1391 12:45 ب.ظ
متنفرم از انسان هایی که دیوار بلندت را می بینند،
ولی به دنبال همان آجر لق دیوارت هستند که:
تو را فرو بریزند…!
تا تو را انکار کنند…!
و از رویت رد شوند…
پنجشنبه 5 مرداد 1391 12:36 ب.ظ


___________________
______________ ______________
__ سلام دوست عزیز ____ ma3ta.com ___
__ ______امیدوارم خوب باشید ________________
_____ وبلاگ امین و مهشید و خدای مهربون ___
___ جایی از جـنس امید و آرامش _________
________ با مطلبی فوق العاده زیبا ____
____ آپ شد__________________
حضور شما باعث دلگرمی ماست
_ __ شاد باشید همیشه __
_______________
__________
______
__



امیدوارم امید و آرامش واقعی رو توی وبلاگ ما تجربه کنید دوست خوبمون
صمیمانه حضورتون رو خوش آمد میگیم

www.ma3ta.com
هدیه لایقسلام مرسی حتما به وبلاگت سر می زنم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : هدیه لایق
نویسندگان
نظرسنجی
نظر خود را در مورد مطالب ارایه شده بدهید:






جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :