تبلیغات
خنده ای به رنگ رنج - آقای رئیس
خنده ای به رنگ رنج
صفحه نخست         تماس با مدیر         پست الکترونیک        RSS         ATOM
یک روز یکی از بازجوها به من گفت که ایشان تهرانی رئیس همه است هر چه می خواهی از او بخواه. من می دانستم که او یک بازجو است و رئیس کمیته شخص دیگری است ولی اصلا به روی خودم نیاوردم زیرا می دیدم آنها خیال دارند مرا سر کار بگذارند. من هم تصمیم گرفتم همین کار را با خودشان بکنم. برای همین منظور به تهرانی گفتم: جناب رئیس من بی گناه هستم. دستور بدهید مرا آزاد کنند. من شنیده ام شما هر کاری که بخواهید می توانید انجام دهید. من به قدری جدی حرف می زدم که تهرانی باور کرده بود و با قیافه ای که انگار واقعا رئیس است سیگاری روشن کرده و روی صندلی اش لم داد.آن روز آنها مرا سر کار گذاشته بودند و من آنها را !
خاطره ای از آقای علی دانش پژوه




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 10 مهر 1391 :: نویسنده : هدیه لایق
یکشنبه 16 مهر 1391 07:12 ب.ظ
سلام
خاطره جالبی نوشته بودید.
موفق باشید.
دوشنبه 10 مهر 1391 02:19 ب.ظ
سلام دوست عزیزم.
وبلاگتو دیدم.خیلی خوب و جالب بود.اگه فرصت بشه بازم میام اینجا.
از شما دعوت میكنیم به سایت ما هم تشریف بیارید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : هدیه لایق
نویسندگان
نظرسنجی
نظر خود را در مورد مطالب ارایه شده بدهید:






جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :