تبلیغات
خنده ای به رنگ رنج - کشف مهم
خنده ای به رنگ رنج
صفحه نخست         تماس با مدیر         پست الکترونیک        RSS         ATOM
یک روز که حوصله ام خیلی سر رفته بودو داشتم برای سرگرمی به قفل در ور می رفتم به کشف مهمی رسیدم. چهار چوب تخته ای در سلول در محلی که زبانه چفت به آن فرو می رفت کمی ترک برداشته بود. کمی با دم قاشق تخته در را دست کاری کردم و ناگها با تعجب دیدم که آن تکه تخته زبانه چفت در که در چهار چوب فرو رفته بود کاملا نمایان شد. به طوری که به راحتی می توانستم درب را باز و بسته کنم. اما با کنده  شدن آن تخته و به وسیله دم قاشق و فشار دادن به زبانه چفت توانستن آن را به عقب برانم و در را باز کنم. دیدم که نگهبان در راهرو نیست . با خوشحالی در را دوباره بستم و چفت را دوباره با دم قاشق سر جایش برگرداندم. و تکه تخته کنده شده را روی آن چسباندم. از کهنگی چوب زیر تخت معلوم بود که کسی که  قبلا آنجا بوده آن را کنده تا بتواند در را از داخل باز و بسته کند.
خاطره ای از عباس سماکار




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 1 شهریور 1391 :: نویسنده : هدیه لایق
یکشنبه 12 شهریور 1391 08:13 ب.ظ
جالب بود
یکشنبه 12 شهریور 1391 05:12 ب.ظ
خوب بود
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : هدیه لایق
نویسندگان
نظرسنجی
نظر خود را در مورد مطالب ارایه شده بدهید:






جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :