تبلیغات
خنده ای به رنگ رنج
خنده ای به رنگ رنج
صفحه نخست         تماس با مدیر         پست الکترونیک        RSS         ATOM
با سلام اینجا نمایی از حیاط موزه عبرت ایران (کمیته مشترک ضد خرابکاری) می باشد. در آینده خاطراتی از این حیاط در معرض چشمان شما خواهم گذاشت



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 13 خرداد 1391 :: نویسنده : هدیه لایق
در بند شش سلول عمومی شماره هشت بودم. در آهنی سلول هشت سوراخ بسیار ریزی داشت که از آن می توانستیم کسانی را که از آنجا عبور می کنند ببینیم. ما اسم آن سوراخ را ستاره گذاشته بودیم.
خاطره خانم طاهره سجادی




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 25 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : هدیه لایق
خانم پزشکی به نام نسرین آزاد که تازه به ایران آمده بود در کمیته وقتی حسینی به صورتش سیلی می زند با تعجب به او گفته بود: قرن بیستم و کتک کاری؟ بیا گفتگو کنیم. با توجه به درنده خویی حسینیکه اصولا با بحث و گفتگو بیگانه بود و فقط با زبان شلاق و شکنجه آشنایی داشت این برخورد و سخنان نسرین خیلی جالب بود و برای ما جوک شده بود. گاهی به او می گفتیم:نسرین!قرن بیستم وکتک کاری؟! منطق داریم بیا گفتگو کنیم.
خاطره خانم طاهره سجادی




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 20 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : هدیه لایق
در طی بیست  روزی که در انفرادی بودم فقط یکبار یک ورق روزنامه که بیشتر آن آگهی بود به من دادند که برای من هم جالب و هم خنده دار بود. بعد از یک سال آنجا روزنامه می دیدم آن هم آگهی! برای یک زندانی! از بیکاری تمام آگهی ها را خواندم.
خاطره خانم طاهره سجادی برگزیده از کتاب خورشید واره




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 20 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : هدیه لایق
بازی دیگری در زندان معمول بود به نام بازی آزادی. که صدای بازی زندانی ها را میشنیدیم و بچه هایی که در این سلول بودند از جمله فرنگیس قاسمی و طیبه گوهریان بازی آزادی را در سلول با این شکل  انجام میدادند که فلانی تو از امروز آزادی بعد هم با هم داد میزدند. آزاد! و وقتی داد میزدند صدایشان با توجه به سکوت مطلق که در کمیته بود در فضا میپیجید و نگهبانان وحشیانه فریاد میزدند. خفه صداتونو بیارید پایین.
خاطره خانم ملکی بر گرفته از کتاب آن روزهای نا مهربان میباشد. 




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 20 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : هدیه لایق
روزهایی که حمام میرفتیم روز خوبی بود چون امکان داشت بچه های دیگر را ببینیم و بالا و پایین میرفتیم و از زیر فرنچ اطراف را نگاه میکردیم. البته اگر نگهبانان متوجه میشدند اذیت میکردند اصولا جمعه های ما به نظافت می گذشت. یک روز جمعه بعد از ظهر سه نگهبان مرد آمدند تا موهای ما را کوتاه کنند. وارد بند شدند و سلول را باز کردند و گفتند: بیاایید بیرون موهایتان را کوتاه کنید اما هیچکدام حاضر نشدیم تا آنها موهای ما را کوتاه کنند. هر کاری میکردند بیرون نیامدیمو آنها مجبور شدند قیچی را به دست خانم بوستان بدهند و او موهای ما را قیچی کرد. وقتی وارد سلول شدیم آینه که نداشتیم همدیگر را نگاه میکردیم و به هم می خندیدیم. وها همین طور نا مرتب کوتاه شده بود و هر کسی از قیافه دیگری خنده اش می گرفت.
این خاطره از خانم ملکی بر گرفته از کتاب آن روزهای نا مهربان می باشد.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 20 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : هدیه لایق
خسته نباشید واقعی به رهروان راه امام و شهدا

از این به بعد پس از اتمام مقدمه که به زودی انجام میشود سراغ  خاطرات آن عزیزان میرویم .که چون خانمها مقدم هستند از خاطرات خانمها آغاز میکنم.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 12 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : هدیه لایق
ادامه مطالب.....
بکارگیری کلمه "پذیرایی مفصل" که کنایه از یک شکنجه سنگین توسط بازجویان که چه عرض کنم؟! توسط تهی مغزان خود فروخته توسط زندانیان به کار برده میشد یا خانم های زندانی این شیر زنان تاریخ مقاومت و رهروان حضرت زینب سلام الله علیها در مقابل شگرد پلید شکنجه گران بی رحم از جمله آنان "فریدون توانگری(آرش)" که وحشیانه موهای بلند خانم ها در دست خود میپیچید و با آن این افراد بی دفاع را روی زمین میکشید موهای خود را کوتاه کرده و به کنایه غرور آمیز میگفتند: دستگیره های آرش کوتاه شد؟!یا نامیدن یک پلوی پر از سنگ ریزه تحت عنوان مثلا"عدس پلو" (البته درست و حسابی آن بسیار هم خوشمزه است)به "ساچمه پلو" همه را به خنده وا میداشته است. بی سوادی یا کم سوادی دست اندر کاران زندان هم در بعضی مواقع موجب بروز وقایع خنده آور و مضحکی میشد که در این مجموعه سعی شده به آنها هم توجه شود و به نظر میرسد بی سوادی مدعیان ایجاد دموکراسی و حامیان حقوق بشر دوران پهلوی نیز به یک واکاوی  البته در فرصت دیگر نیاز دارد.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 12 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : هدیه لایق
ادامه مطالب......
به راستی این جویندگان حق و عدالت و پاکیزگی دنیای فانی را به صورت یک حمام کوچک نگاه می کردند و مشکلات آن را به مثابه مورچگانی که می آیند و می روند و بعد با تمسخر آن با ایستادگی و دلاوری در سخت ترین شرایط چند لحظه ای شاد می شدند. آنقدر رنج ها عمیق بود که گویی برای خنداندن باید ماجرایی عمیق تر باشد ولی این چنین نبود و نمیتوانست باشد.روح انسان آنقدر لطیف وشریف آفریده شده است که در سخت ترین شرایط با وسعت نظر به اندک بهانه ای دل می بندد و خنده ای ملیح به لبان صاحبش می نشاند. هم اکنون با گذشت دهها سال از دوران تاریک حاکمان سیاه دل پهلوی مزه وشیرینی خنده ای در رنج شادی بخش محفل گرم پاکان امروز است.
بنابراین کمال بی انصافی بود که آن ایام شیرین در آن روزهای غیر قابل بازگشت تجمیع نشود. حد اقل ادای دین به صاحبان آن و این روزها تهیه مجموعه ای خواندنی به رسم امانت داری آرمانهای پاک مبارزین سیاسی قبل از انقلاب بود مطالعه و بررسی خاطرات زندانیانسیاسی رژیم طاغوت از این نگاه به چشم اندازی قابل اعتنا را تحت عنوان ((خنده در رنج))به روی ما میگشاید و می توان یک مبحث و موضوع خاصی و مستقل در دستور کار موزه عبرت ایران قرار گیرد و امروز به لطف خداوند این اتفاق افتاد.
در بعضی از خاطرات میبینیم خنده ها گاهی فی البداهه آفریده می شد که البته غالبا این طور بوده و گاهی هم توسط به بند کشیده ها آفریده می شد.
وقتی پای ایده وآرمانی والا در میان باشد و هنگامی  که پشت  انسان به کوهی از اعتقاد  و ایمان گرم بوده باشد در مسیر مبارزه و زیر شکنجه نیز طنز و خنده می تواند به شکل مفری برای فرار از تسلیم شدن سلامی برای مبارزه کردن دریچه ای برای تخلیه روحی شدن روزنه ای برای امید یافتن و ابزاری برای مقاومت و تاب آوردن به کمک گرفته شود.
این روش را میتوان کمکهای ثانویه هم نامید. وقتی کمکهای اولیه یعنی توسل و پناه بردن به مبدا هستی چنان به داد مظلومان میرسد کمکهای ثانویه تحمل رنح و مرارت را آسانتر و میکندو حتما این چنین بود که ادبیات مقاومت شکل گرفت و رژیم پهلوی را به زانو در آورد.  




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 6 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : هدیه لایق
شهادت حضرت فاطمه زهرا(س) تسلیت باد.



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 5 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : هدیه لایق
خنده بهانه لازم دارد. باید به چیزی خندید آن چیز هر چیزی می تواند باشد فقط تلنگر لازم است. صاحب عالم هستی در بین نعمتهای بی شمار و فراوانی که به انسانها و حتی بعضی از حیوانات هدیه داده است همین خنده است. 
اینقدر این نعمت کامل ضروری جلوه گری می کند که قادر است در شرایط سخت جان کندن آدم ها. خود را نخود هر آش نماید و روی لب های خشکیده و به ظاهر از کار افتاده جا خوش نماید شاید نتواند ساکن دایمی آنجا بشود اما چند لحظه ای سکونت هم غنیمت است و از این نشستن ها و بلند شدن ها خنده روی لب ها در بین زحر کشیده های فجر آفرین فراوان اتفاق افتاده است. یادم هست بچه تر از حالا که بودم شعری را در خانه و کوچه و مدرسه می خواندیم که ترجیع بند معروف آن این بود:
حمومک مورچه داره                                         بشین و پاشو خنده داره




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 5 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : هدیه لایق
خبر خبر خبر  و حالا آماده  باشید تا مقدمه ی کتاب خنده ای به رنگ رنج را برایتان مینویسم. کتاب خنده ای به رنگ رنج روز یکشنبه 2/3 از چاپخانه بیرون آمد



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 5 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : هدیه لایق
نوشتن همیشه بوده و هست .زندان همیشه بوده و هست . زندانی همیشه بوده و هست اما.........
تا چه حد قصاوت قلب تا چه حد بی رحمی
وقتیکه میخواستم این وبلاگ را راه اندازی کنم پیش خود گفتم  در حق آن زندانیان سیاسی قبل از انقلاب کوتاهی شده است باید آگاه بود و به فکر افتاد که کجایند آنها که نامشان پاک شد از صفحه ایام
کتاب بسیار جالب خنده ای به رنگ رنج با تلاش و همت گرداورنده ای به نام یعقوب لطفی ما را به آن روزهای سرد دوران پهلوی در کمیته مشترک ضد خرابکاری که در حال حاضر به نام موزه عبرت ایران میباشد را با بیانی کاملا متفاوت ارایه مینماید
در آینده ای نه چندان دور منتظر خاطرات زندانین باشید.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 30 فروردین 1391 :: نویسنده : هدیه لایق
این خنده از چیست؟ کتاب حاضر در واقع تلخندهایی است که از زبان راویان آن روزهاست. این عکس طرح جلد کتاب خنده ای به رنگ رنج است 



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 29 فروردین 1391 :: نویسنده : هدیه لایق
لطفا برای پیشرفت این بلاگ ما را از نظرات زیبای خود دریغ نفرمایید





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 26 فروردین 1391 :: نویسنده : هدیه لایق
این بلاگ در مورد خاطرات شیرین شیر زنان و دلیر مردان قبل از انقلاب میباشد. 
در مورد این کتاب لازم به ذکر است که آنها با داشتن تمامی مشکلات برای رهایی از تلخکامی ها رو به خنده می آوردند.
نویسنده این کتاب با استفاده از خوش سلیقگی خویش دست به ابتکار بسیار خلاقانه ای زد که دریچه ای بسیار بزرگ بر چشمان ریز بین نسل ما بگشاید.
باید منتظر این اثر ارزشمند و گرانمایه بود. این کتاب در حال حاظر در چاپخانه میباشد و به امید حق در نمایشگاه کتاب عرضه میشود. باسپاس فراوان




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 25 فروردین 1391 :: نویسنده : هدیه لایق


( کل صفحات : 8 )    ...   5   6   7   8   
درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : هدیه لایق
نویسندگان
نظرسنجی
نظر خود را در مورد مطالب ارایه شده بدهید:






جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :